حسن حسين زاده شانه چى

66

اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى (فارسى)

از ادوار ضعف و ركود خود را مىگذرانيد كه نتيجهء تسلط و سيطرهء تركان بر آن بود ؛ آنان‌كه به تدريج مناصب ادارى و نظامى را به دست گرفته و نفوذ شديدى بر خليفه و ادارهء حكومت يافته بودند . اين تركان از زمانى به دستگاه حكومتى راه پيدا كردند كه معتصم ( خلافت 218 - 227 ق ) قدرت را به دست گرفت . او شمار زيادى از آنان را كه به‌طور معمول به‌عنوان اسير و برده از نواحى ماوراء النهر به مركز خلافت فرستاده مىشدند ، به سبب شجاعت و جنگاورى در سپاه به كار گرفت . برخى از اين سپاهيان ترك در اثر ابراز لياقت‌ها و خدمات درخشان ، به مناصب بالاتر نظامى و سردارى سپاه دست يافتند و به تدريج در امور حكومتى نيز وارد شدند و به قدرت رسيدند و اين سيطره بر دستگاه حكومت به حدى رسيد كه تعدادى از خلفاى عباسى به دست آنان عزل شده و يا به قتل رسيدند . تصميم‌گيرى در بسيارى از امور كشورى و دولتى با آنان بود و خليفه فقط حضورى تشريفاتى داشت . علاوه بر امراى ترك‌نژاد ، در مواردى ضعف خليفه و عدم توانايى او در رسيدگى به امور ، موجب دخالت زنان دربار نيز در كارهاى دولتى شد ، تا جايى كه حتى برخى از آن‌ها در امور قضايى و مظالم نيز دخالت مىكردند . « 1 » در همين شرايط ، درگيرىهاى داخلى ميان افراد خاندان عباسى براى تصاحب قدرت و دست يافتن به منصب خلافت امرى عادى بود كه وزيران و ساير مقامات دربارى نيز از اين امور بر كنار نبودند و براى دست‌يابى به وزارت و يا مناصب بالاتر با يكديگر رقابت مىكردند . « 2 » ضعف و آشفتگى دستگاه خلافت ، ادارهء جامعهء بزرگ اسلامى را دچار مشكل ساخته و وضعيت مذكور فرصت خوبى براى مخالفان حكومت عباسى پديد آورده بود . شورش‌ها و قيام‌هاى محلى كه در گوشه و كنار سرزمين‌هاى اسلامى

--> ( 1 ) . ر ك : سيوطى ، تاريخ الخلفاء ، ص 381 و حسن ابراهيم حسن ، تاريخ الاسلام ، ج 2 ، ص 22 . ( 2 ) . ر ك : سيوطى ، همان ، ص 370 و 382 .